قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
678
درة التاج ( فارسى )
و زحل كاسف بعضى ثوابت ، دانستند « 1 » - كى فلك كاسف شيب فلك منكسف است ، و محتمل است كى ثوابت : در يك فلك باشند ، يا در افلاك متعدّدهء متساوية الحركه . و فلكى كى مدير كلّ است منطقهء او را معدّل النهار مىخوانند ، و محور او محور عالم ، و دو قطب او دو قطب عالم ، و حركت او نسبت با آفاق اعنى دوائرى موهومه « 2 » كى فصل كنند در هر موضعى ميان ظاهر از فلك - و خفىّ از آن ، و قطع كنند معدّل النّهار را بر دو نقطهء متقابل - كى يكى را نقطهء شرق خوانند ، و ديگر را نقطهء غرب ، بر سه قسم است : يا دولابى و آن [ در ] خطّ استوا باشد ، يا رحويّ و اين در موضعى باشد [ كه مسامت قطب عالم باشد ، يا حمايلى و اين در هر موضعى باشد ] كى غير آن مواضع « 3 » مذكورست . و آفتاب را در مساكنى كى دور فلك آنجا دولابيست يك بار مايل يافتهاند - به جهت شمال ، و ديگر بار به جهت جنوب و قريب نيمه سال در احد الجانبين مىماند ، و قريب نيمهء سال در جانب ديگر ، پس جون توهّم كنيم خطّى كى از مركز زمين برون آيد - و منتهى شود بسطح فلك اعظم ، جنانك بر آفتاب گذشته باشد ، جون آفتاب بحركتى كى خاصّ است به او دورهء تمام « 4 » كند ، در سطح آن فلك دائرهء عظيمه مقاطع معدّل النّهار مرتسم شوذ ، و آن را فلك البروج خوانند . و نقطهء تقاطع ميان ايشان - كى آفتاب جون از آن بگذرد ، در جانب شمال روذ آن را نقطهء اعتدال ربيعى خوانند ، و نقطهء تقاطع مقابل آن ، كى آفتاب جون از آن بگذرد در جانب جنوب روذ آن را نقطهء اعتدال خريفى خوانند ، و منتصف ما بين نقطتي التّقاطع در جهت شمال ، نقطهء انقلاب صيفى خوانند ، و در جهت جنوب نقطهء انقلاب شتوى . و جون توهّم كنند انقسام ما بين هر دو نقطه [ از نقط ] اربع ، بسه قسم متساوى ، و
--> ( 1 ) - از ثوابت دانستهاند - م . ( 2 ) - به نسبت با آفاق يعنى دوايرى موسومه - م . ( 3 ) - آن دو موضع - ط . ( 4 ) - تام - اصل .